بازار

بازار

ساختمانهای ویژه را در معماری سنتی می توان در دو بخش بررسی کرد: ساختمانهای برون شهری و درون شهری نمونه ساختمانهای درون شهری، بازار ، گرمابه، مسجد، مدرسه، آب انبار و مانند آن و نمونه ساختمانهای برون شهری، کاروانسرا، میل راهنما، برج، رباط، ساباط و مانند آن هستند.

یکی از مهمترین ساختمانهای درون شهری بازار است. بازارهای ایران در جهان نام آور هستند و در میان مردم از اهمیت برخوردار بوده اند. در زبان فارسی میانه و در پهلوی به آن واچار گفته می شده که تنها ویژه خرید و فروش کالا نبوده است. به طور کلی واچار به انجمن گاه گفته می شده است. مردم هر شهر سالی چند بار در آن جا گرد هم می آمدند و به مسائل اجتماعی خود رسیدگی می کردند. بسیاری از جنبش های اجتماعی از بازار برخاسته اند. برای بررسی شکل گیری شهرها نخستین مورد، بررسی و تحلیل بازار آن است.

بازارچه

در روستاها و گاه در شهرهای کوچک و بزرگ، بازار در یک جا برجا نمی ماند. در جایگاه های ویژه و در روزهایی ویژه، در کنار بیشتر شهرها جایی به نام بازارگاه هنوز برجای است که مردم شهر و روستاهای پیرامونی کالای خود را در آن جا و در آن روز خرید و فروش می کنند. خرید و فروش در بازارهای روز گاه هنوز هم به گونه پایاپای انجام میشود. بویژه بنکداران و پیله وران کالایی را که روزانه بدان نیاز هست بر پشت خود یا ستور خود به در خانه ها می برند و با میوه های خشک و گندم و جو سودا می کنند.

معماری بازار

معماری بازارها شایان توجه و بررسی است. به طور کلی بازارها یا سرپوشیده اند و یا سرباز. برخی بازارها همچون میدانی پهن با دار و درخت هستند. مانند میدان نقش جهان یا میدان گنجعلی خان کرمان و بسیاری بازارها همچون گذرگاهی سرپوشیده هستند.

هر دکان دارای یک سکو در پیشگاه خود است. گاه دکان دارای یک نیم اشکوب است. سکوی دکان تا ته آن نبوده و پشت سکو معمولا یک پاچال داشته است. شاید نمونه آن در قیصریه یزد هنوز یافت شود. خریدار روی سکو و دکاندار هم بر کف دکان که بلندتر از کف بازار بوده مینشسته است و هرگاه می خواسته بلند شود، چنگکی از آسمانه آویزان بوده و او زنجیر آن را می گرفته و بلند میشده است.

خریدار روی سکو و دکاندار هم بر کف دکان که بلندتر از کف بازار بوده مینشسته است و هرگاه می خواسته بلند شود، چنگکی از آسمانه آویزان بوده و او زنجیر آن را می گرفته و بلند میشده است.

در دکانهایی که پاچال داشتند، دکاندار توی دکان می توانسته بایستد. در سده گذشته، همه سکوها را ویران کردند و دکان را همکف زمین نمودند. فرش کف بازار به دو گونه طبیعی و یا تخته سنگ بوده است. نمونه آن بازارچه بلند اصفهان است. معماری دکانها وابسته به پیشه و کالایی بود که در آن به فروش می رسید. برخی دکانها به پستو نیاز داشتند. پستو گاه دو اشکوب داشت. این گونه دکانها به درد کارهایی می خوردند که به کارگاه نیاز داشتند مانند دکان کفش دوزی و یا دوزندگی.

در سده گذشته، همه سکوها را ویران کردند و دکان را همکف زمین نمودند. فرش کف بازار به دو گونه طبیعی و یا تخته سنگ بوده است. نمونه آن بازارچه بلند اصفهان است. معماری دکانها وابسته به پیشه و کالایی بود که در آن به فروش می رسید. برخی دکانها به پستو نیاز داشتند. پستو گاه دو اشکوب داشت. این گونه دکانها به درد کارهایی می خوردند که به کارگاه نیاز داشتند مانند دکان کفش دوزی و یا دوزندگی.

در سده گذشته، همه سکوها را ویران کردند و دکان را همکف زمین نمودند. فرش کف بازار به دو گونه طبیعی و یا تخته سنگ بوده است. نمونه آن بازارچه بلند اصفهان است. معماری دکانها وابسته به پیشه و کالایی بود که در آن به فروش می رسید. برخی دکانها به پستو نیاز داشتند. پستو گاه دو اشکوب داشت. این گونه دکانها به درد کارهایی می خوردند که به کارگاه نیاز داشتند مانند دکان کفش دوزی و یا دوزندگی.


بازار نقش جهان

راسته بازار

راسته ها گذرهای بنیادی بازارها هستند که گاه همراستا باهم مانند بازار تهران و گاه ناهمراستا هستند در جای برخورد دو راسته اصلی چهارسو یا چهارسوق ساخته میشد.

راسته های نام آور در بازار اصفهان، کرمان، شیراز، تبریز، یزد، کاشان و … دیده میشوند که در برخی شهرها به دلیلی، کشیده و دراز هستند مانند بازار زنجان که درازترین بازار سرپوشیده ایران است؛ دلیل آن نیز سرمای گزنده و دراز مدت شهر است. خوی نیز به همین دلیل بازاری چند برابر مقیاس خود دارد. بازار لار یکی از زیباترین بازارهاست. در گذشته در چهار سوی آن جایی داشته برای داروغه که تخت داروغه یا تخت میرشب نام داشته. داردغه پاسبان نظم بازار بوده است.

رسته بازار

از گذشته های دور در برخی شهرهای سردسیری، بازارهای سرپوشیده ساخته می شدند. بدین گونه که آن خیابانهای پهن، در نزدیکی مرکز شهر باریکتر می شدند تا بتوان روی آنها را پوشاند. آنگاه از راسته اصلی یا راسته بازار که بزرگتر و پهن تر بود،شاخه هایی به نام رسته جدا میشد.

دالان بازار

در بازار رسته هایی هستند که برخی کالاهای هم رده رامیفروشند، مانند نوشت افزار. این رسته ها در دالان گرد می آیند. دالانها رسته هایی هستند که از جای راسته بازار آغاز میشوند و با چرخشی دوباره به راسته برمی گردند. نمونه آن سه دالان ملک در بازار تهران است. تفاوت دالان با رسته در این است که در دالان در کنار کالاهای همانند، کالاهای دیگری نیز به فروش می رسد. سه دالان ملک در تهران از دالانهای نام آور
هستند.

سه دالان ملک

خانبار یا کالنبار

این دو در گذشته جایگاه انبار کردن و کار روی یک کالا بوده اند. کالایی که با چهارپا به بازار می رسیده، نمی بایست حتی باچرخ و زنبه و گاری وارد بازار شود. از این رو کالاها از راهی همراستا با بازار به نام پس کوچه یا پشت کوچه به خانبارها می رسیده است. خانبارها جای بزرگی در پشت سراها بودند که چند کارگاه دستی کوچک مانند کارگاه بسته بندی و انبار داشته اند. گاه تکه های یک کالا مانند گیوه که رویه گیوه و تخت گیوه داشته در آن جا گرد می آمده، روی آن کار می کردند و سپس آن را به سرا می بردند. در پشت سرایی در قزوین و نیز سرای گنجعلی خان کرمان هنوز خانبارها دیده میشوند. پس در گذشته در کنار سرا، تیم و تیمچه، سرای درجه دومی هم بوده است.

تیم و تیمچه

یکی از بخشهای بازار، تیم می باشد که یک سرای بازرگانی سرپوشیده است. هر تیم چند دفتر بازرگانی برای فروش کالاهای همانند دارد. تیم کوچکتر تیمچه نام دارد. پس تفاوت آن با سرا این است که تیم و تیمچه سرپوشیده اند اما سراها سرپوشیده نیستند. از میان تیمهای زیبای ایران باید نخست از تیم بزرگ قم و تیمچه امین الدوله کاشان یاد کرد که در عصر پسرفت (انحطاط) معماری ایران به گونه یک شاهکار نغز هنرمندانه خودنمایی کرده و می توان گفت در ساختمان آنها سر مویی فروگذار نشده است.

این تیمچه در کاشان و در کنار آن تیمچه بحری از شاهکارهای شیوه اصفهانی هستند. در آذربایجان تیم امیر یا مظفری در تبریز با اندازههای بزرگ نشان دهنده توان معماری آذربایجانیها میباشد. از دیگر نمونه ها تیمچه حاجب الدوله و تیم بزرگ تهران را می توان نام برد. در تیمهای قم و تبریز قالی داد و ستد می شده و در یزد بزازی، خیاطی، ملیله دوزی و قلا دوزی انجام می گرفته است.

یکی از بخشهای بازار، تیم می باشد که یک سرای بازرگانی سرپوشیده است. هر تیم چند دفتر بازرگانی برای فروش کالاهای همانند دارد. تیم کوچکتر تیمچه نام دارد. پس تفاوت آن با سرا این است که تیم و تیمچه سرپوشیده اند اما سراها سرپوشیده نیستند. از میان تیمهای زیبای ایران باید نخست از تیم بزرگ قم و تیمچه امین الدوله کاشان یاد کرد که در عصر پسرفت (انحطاط) معماری ایران به گونه یک شاهکار نغز هنرمندانه خودنمایی کرده و می توان گفت در ساختمان آنها سر مویی فروگذار نشده است.

این تیمچه در کاشان و در کنار آن تیمچه بحری از شاهکارهای شیوه اصفهانی هستند. در آذربایجان تیم امیر یا مظفری در تبریز با اندازههای بزرگ نشان دهنده توان معماری آذربایجانیها میباشد. از دیگر نمونه ها تیمچه حاجب الدوله و تیم بزرگ تهران را می توان نام برد. در تیمهای قم و تبریز قالی داد و ستد می شده و در یزد بزازی، خیاطی، ملیله دوزی و قلا دوزی انجام می گرفته است.

تیمچه قم




درباره‌ی محیا میرکاظمی

همچنین ببینید

قلعه فلک الافلاک

دژ

دژ در گذشته در کنار بسیاری از آبادیها و شهرها یک دژ یا قلعه بوده …

آرامگاه

آرامگاه

آرامگاه در این بخش سعی می شود مروری داشته باشیم بر گونه های مختلف آرامگاه …

۲ نظر

  1. محمدعلی استادعلی

    باسلام و عرض ادب
    مطلب خوبی بود فقط دو نکته .. برخی از ارکان اصلی بازار همچون قیصریه و سرا ، جا مانده است .. دوم اینکه اصطلاح «تیمچه قم» اشتباه است. «تیم بزرگ قم» درست است.. به چنددلیل: ۱-به نقل از استاد پیرنیا در کتاب اشنایی با معماری اسلامی ایران ۲- مقیاس و اندازه تیم بزرگ قم در قیاس با تیمچه هایی مانند تیمچه امین الدوله کاشان و غیره ۳-رجوع به دایره المعارف متختلف فارسی
    ممنون از پست های خوبتون
    موفق باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *